جمعه، دی ۱۲

قحط الرجال سیاسی

کاری نداریم رجل سیاسی کیست و چیست و شامل زن میشود یا نمیشود. ولی به این کار داریم که در طول تاریخ ایران زمین قحطی این موجود به کرات اتفاق افتاده است. در همین تاریخ معاصر از زمان قاجار تا ظهور زنده یاد رضا شاه پهلوی فرد قابل اتکایی در آسمان سیاسی ایران مشاهده نمیشد. بوده‌اند تک و توک افرادی که سهمی در سیاست داشته اند. از جمله افراد رشید و شجاعی که به خصوص در جریان مشروطه نقش داشتند. ولی ستاره ای که به وضوح در آسمان سیاسی ایران بدرخشد بی شک تا زمان رضاخان میرپنج قابل دیدن نبود.

رضاخان بدون تحصیلات در دانشکده های روسیه و یا بدون داشتن سابقه ای از خانواده اعیان و اشراف بر خلاف رسم آن دوران از سربازی به درجه سرتیپی قشون قزاق رسید. قزاق خانه را از سیطره فرماندهان روسی درآورده و به فرماندهان لایق و جدی داخلی سپرد. از درآمد انحصار توتون و تریاک برای این قشر عایدی ساخت. بعدها در قامت وزیر جنگ به بسط و گسترش قدرت حکومت مرکزی پرداخت. اقوام و اشرار در شمال و جنوب را که بخشی بطور سنتی و بخشی در نتیجه قرارداد 1907 و قدرت گیری روس و انگلیس حاکم سرزمین های ایران شده بودند قلع و قمع کرد و پس از سال ها حکومت مرکزی را در این کشور نمایان ساخت. سپس تر در لباس نخست وزیر همان روش را ادامه داد و به کوتاه تر کردن دست متجاوزین از ایران پرداخت و بعد هم پس از رسیدن به مقام شاهی اعمالی ماندگار در تاریخ ایران انجام داد که ذکر فهرستش در این مقاله نمیگنجد ولی برای روشنی اذهان برخی به چند نمونه اشاره میکنم: تشکیل و متحد الشکل کردن ارتش ایران و نیروی دریایی، تاسیس بانک ملی ایران و تخصیص امتیاز نشر اسکناس به آن، تاسیس نخستین دانشگاه ایران، کشف حجاب و آزادی زن، ساخت راه آهن سراسری.

این بزرگمرد تاریخ ایران، به درستی از جمله سه تن از بزرگ ترین مردان طول تاریخ ایران زمین شناخته خواهد شد. رضا شاه کبیر برخلاف رسم معمول و بدون داشتن امتیاز تحصیل در دانشگاه های روسیه به مقامات عالی در قزاق خانه رسید و از همانجا شروع به اقدام خستگی ناپذیر برای ساخت ایران زمین کرد. وطن پرستی او در پاره ای مواقع صورت تعصب میگرفت. به قول زنده یاد علی دشتی اگر به رضاشاه میگفتند که سوئیس بیش از ایران دریاچه دارد ناراحت میشد. راضاشاه با اینکه خود فاقد تحصیلات عالیه بود ولی به زبان های ترکی و روسی مسلط بود. برخلاف سایر افراد و به خصوص آخوندها، به جای دشمنی و دوری از تحصیلات آکادمیک نخستین گروه دانشجویان را به اروپا فرستاد. نخستین دانشگاه تهران را تاسیس کرد. فرزند اول خود را که وارث تاج و تختش بود به بهای رسیدن به تحصیلات و بهره مندی از بهترین ها از خود دور کرده و عازم اروپا کرد. همه اینها خود به تنهایی نشان از شرافت و غیرت این مرد است.

کو نمونه ای مشابه یا دستکم نزدیک به او در طول تاریخ تا به امروز؟ خود محمدرضا پهلوی که بسیاری با خواندن این جله به من حمله خواهند کرد سگ در خانه رضا شاه نخواهد شد. مصدق یاغی که عده زیادی از روی نادانی و نافهمی و عده زیادی هم مانند تفاله های توده ای و کمونیسم از روی ناچاری به آن آویزان میشوند به گرد پای رضا شاه عزیز و بزرگوار نمیرسند.

از روز شوم و ننگین تبعید این بزرگمرد تا به امروز رجل سیاسی در تاریخ ایران مشاهده نمیشود. اینست که امروز جوانان و دلواپسان واقعی ایران ناچارند از مهره های سوخته ای چون رضا پهلوی دوم، یا اصلاح طلبانی چون محمد خاتمی یا هتا بی تکلیفانی چون حسن کلید ساز آویزان شوند. اخیرن هم در مجالس شنیده میشود که باید برای دوره بعدی مجلس بطور جدی شرکت کرد. چرا که این مجلس نشان داده است طویله ای بیش نیست و برای جلوگیری از خرابی هرچه بیشتر باید شرکت کرد. خیلی مشتاقم که هتا با فرض عدم وجود نظارت شورای نگهبان بر کاندیداها یک مرد و فقط یک مرد لایق در عرصه سیاسی داخل ایران مثال بزنند.