جمعه، مرداد ۹

آیا خدا می‏تواند سنگی خلق کند که نتواند آن را بلند کند؟



آیا خدا می‏تواند سنگی خلق کند که نتواند آن را بلند کند؟



با درود؛
حتمن این پرسش را شنیده‏اید. آیا پاسخ آن را نیز شنیده‏اید و می‏دانید؟ به نظر شما پاسخ چیست؟ هم اکنون کمی درباره‏ی آن فکر کنید و سعی کنید پاسخ آن را بدهید. من در نوشتار پیش رو تلاش می‏کنم نشان دهم که این پرسش اساسن پرسشی نادرست و غلط است، پس پاسخی برای آن وجود ندارد. اینکه چرا یک پرسش نادرست جواب ندارد گمان نمیکنم جای بحث داشته باشد. ولی برای روشن شدن مطلب فکر کنید کسی از شما بپرسد اگر زمین گرد است پس چرا رهبر ایران خامنه‏ای است؟ آیا کسی مجبور است به این پرسش پاسخ دهد؟ خیر این پرسش پرسشی نادرست است و پاسخ به یک پرسش نادرست ممکن نیست.


برگردیم به بحث خودمان. چرا این پرسش نادرست است؟ در این پرسش مفعول یک سنگ است. ولی نه یک سنگ معمولی، بلکه سنگی با یک ویژگی خاص. "سنگی که نتوان آن را بلند کرد". خاص بودنش کجاست؟ در غیر قابل بلند کردنش است. حتا سنگی به بزرگی کره‏ی زمین یا به بزرگی همه‏ی کرات جهان را هم می‏شود بلند کرد. چطور؟ با یک نیروی فرضی کافی.


ولی کمی این گزاره را تخصصی‏تر و منطقی تر بررسی کنیم. سنگ یکی از ویژگی‏هایش "بلند کردنی" بودنش است. پس بیایید به جای واژه‏ی سنگ، از گروه واژه‏ی "چیزی بلند کردنی" استفاده کنیم. گزاره چنین می‏شود: "آیا خدا می‏تواند چیزی بلند کردنی خلق کند که نتواند آن را بلند کند؟"

اگر با منطق آشنایی داشته باشید که زودتر از این اشکال را فهمیده‏اید. اگر هم نه که با کمی راهنمایی می‏فهمید. "بلند نکردن چیزی بلند کردنی" دارای اشکال است. این گزاره پارادکس دارد و اصطلاحن متناقض نما است. یعنی چیزی بلند کردنی وجود دارد که نمی‏توان آن را بلند کرد. خب می‏دانیم که چیزی که درون خود تناقض داشته باشد، بهره مند از صفت "وجود" نخواهد شد. پس یک چنین چیزی وجود نخواهد داشت که حال خدای فرضی بتواند آن را بلند کند یا نکند.

اشکال دیگری که مطرح است اینست که در این موضوع، شخص پرسشگر مشغول مباحثه با یک خداباور است. از پیش، خدای او را پذیرفته است و اکنون با وجود پذیرش این خدا، سعی می‏کند نشان دهد که خدای فرضی دارای تناقض در وجود خود است و لذا وجود ندارد (برهان خلف). بدین شکل:


  1. یک خدای قادر مطلق وجود دارد.
  2. یک خدای خالق مطلق وجود دارد.
  3. خدای خالق و قادر مطلق می‏تواند خلق کند (نتیجه از 1و.2)
  4. خدای خالق و قادر مطلق باید بتواند هر چیزی را خلق کند (بسط .3)
  5. آیا خدا می‏تواند سنگی خلق کند که نتواند آن را بلند کند؟




بند پنجم از این استدلال پرسشی است که راه فرار برای خداباور نمی‏گذارد و او را در مخمصه می‏اندازد. چرا که اگر پاسخ بله باشد، خداوندش ناتوان می‏شود و صفت قادر مطلق از او سلب خواهد شد که نتوانسته سنگ را بلند کند. اگر پاسخ خیر باشد خدای فرضی باز هم ناتوان است و اینبار صفت خالق مطلق بودن او سلب شده است. ولی آیا این درست است؟

همانطور که گفتم، پرسشگر با یک خداباور در حال مباحثه است و برای پیشرفت استدلال خود، مجبور است فرضیات او را بپذیرد و سپس به گونه‏ای نشان دهد که این فرضیات با منطق جور نیست. ولی یکی از فرضیاتی که در بطن این استدلال نهان است و راه را برای خدا باور باز می‏کند اینست که "اراده‏ی خدای او به کارهای منطقی تعلق می‏گیرد". یعنی خلق کردن یک سنگ غیر قابل بلند کردن یک کار غیر منطقی و در واقع یک "محال منطقی" است. پس نیازی نیست خدای او بتواند این کار را انجام دهد. بر این پایه، بند سوم این استدلال یک ویرایش می‏خواهد و اینطور دگرگون می‏شود: "خدای خالق و قادر مطلق باید بتواند هر چیزی را که منطقی باشد خلق کند."

به نظر درست هم می‏آید. یک کار اگر از نظر منطقی محال باشد، سر زدن آن از سوی هیچ موجودی، حتا خدای فرضی ممکن نیست. مثلن ساختن آینه‏ای که آینه نباشد. یا خلق موجودی که موجود نباشد، یا روزی که روز نباشد. پس اگر این خدا نتواند چنین کاری بکند، برای ما امتیازی نیست. بلکه به وارون اگر خدای فرضی می‏توانست یک کار غیر منطقی و محال منطقی را انجام دهد، آنگاه راه برای اعتراض و فریاد زدن ما بی‏خدایان باز بود. خدای فرضی اگر کاری غیر منطقی بکند، دیگر خدا نیست، چرا که از راه منطق و خرد دور شده است و در حالی با دیگر صفات او مانند علیم بودنش در تضاد است. پس خداباور می‏تواند علیم و خردمند بودن او را هم اضافه کند و آنگاه از پرسشگر بخواهد که ادامه دهد.

بنابر این، پرسش مذکور نادرست است و روشن است که به یک پرسش نادرست نمیتوان پاسخ داد و باید نادرستی آن را گوشزد کرد و در انتظار پرسشی درست نشست.

بدرود.

برای بحث و بررسی به گفتگو دات کام بپیوندید.

پنجشنبه، مرداد ۱

جمهوری اسلامی مریض



ساختار بیمار نظام ولایت مطلقه



با درود؛

جمهوری اسلامی نظامی شخص محور است که بر پایه اتکا به ایدئولوژی دین، بر مردم حکمرانی می‏کند و در طول تاریخ کوتاه و خفت بار خود نشان داده است که کوچکترین احترامی به اصول پایه‏ی دموکراسی و لیبرالیسم نمی‏گذارد. سخنان سال گذشته‏ی آیت الله مصباح یزدی از مراجع با نفوذ و تندوروی نظام مبنی بر مورد نظر نبودن جمهوری در برپایی این نظام توسط آیت الله خمینی ملعون، مهر تاییدی بر این گفتار است. ایشان در نظر دارند به طور تئوریک، پایه‏های همین جمهوریت مریض و ناقص نظام را اکنون پس از سی سال سست و ناپابرجا کنند. نظر ایشان مبنی بر شرعی بودن حکومت اسلامی که حاکم آن جانشین امام زمان، مهدی موهوم است، نشانه‏ای خطرناک از خطر عقب گرد و بازگشت به اصول 14 قرن پیش دارد و باید به هر راه ممکن و با هر وسیله، جلوی چنین سخنانی گرفته شود. ما مردم نباید به آدمخواران و آدم کشان دین فروشی مانند او، خامنه‏ای، رفسنجانی، احمد خاتمی و ... پروانه دهیم چنین بی پروا از به تاراج بردن حقوق غیر قابل انکار ملت در برابر حکومت بهره ببرند. ولی در عین حال هم هوشیاریم که همین نظام آلوده و مریض کنونی هم عاری از اشکال و راه‏هایی برای بردن و خوردن حق مردم نیست.

در تالار گفتمان گفتگو دات کام، من چند وقت پیش جستاری گشودم که در آن به کمک دوستان، چارت سازمانی نظام ج.ا را بسازیم. در کنار این، یک نمودار دیگر هم ساخته شد که نام نمودار "فرآیند انتخاب و انتصاب" را بر آن نهادیم. این نمودار برای بررسی و تحلیل ساختار نظام تا حدودی مطلوب است و نکاتی را می‏توان از آن فهمید. از جمله مریض بودن این نظام و اینکه در پایه و اصل، این نظام اصلن دموکرات نیست تا اصلاح طلبان بخواهند به زور و با پاشنه کش، دموکرات بودن آن را جا بیاندازند.

در این نمودار دو دور مشاهده می‏شود که نشان از غلط بودن و ضد دموکراتیک بودن نظام دارد. یک دور اینست که رهبر با اختیارات عجیب و غیر قابل پذیرش خود، 6 تن از فقهای شورای نگهبان را بر می‏گزیند و آن‏ها هم بر کار انتخابات نظارت دارند و کاندیداها را دست چین می‏کنند تا در 3 مورد انتخابات غیر دموکراتیک، مانند مترسک رای بیاورند و به نظام خدمت کنند. یکی از این انتخابات، انتخابات مجلس خبرگان رهبری است. خود این مجلس بر رهبر و اعمال او نظارت دارد (البته تا به حال که چیزی جز تعارف و تعریف و تمجید چیزی از این مجلس فسیل پرور ندیدیم)، رهبر را انتخاب و یا عزل نمی‏کند (بخوانید می‏کند)، و رهبر مجددن فقهای شورای نگهبان را و این دور تا ابد ادامه دارد. نمودار زیر نشان دهنده‏ی این ادعاست، به مسیر قرمز نگاه کنید:


در دور دیگری که مشاهده می‏شود (فرتور زیر)، رهبر رییس قوه‏ی قضاییه را انتخاب می‏کند، وی 6 تن از حقوقدانان شورای نگهبان را به مجلس شورای اسلامی برای رای گیری معرفی می‏کند، مجلس شورای فرمایشی که خود قبلن از فیلتر شورای نگهبان و رهبری عبور کرده است، به این کاندیداها رای می‏دهد چرا که این کاندیداها با نظر رهبر انتخاب می‏شوند، خود این 6 تن در شورای نگهبان مجددن کاندیداهای مجلس خبرگان را می‏چینند و دوباره مجلس خبرگان، رهبر را کار ندارد! عجب نظام پیشرفته‏ای شد در سایه‏ی اصل مترقی ولایت فقیه.


ممکن است کسی بگوید خود رهبر برگزیده‏ی غیر مستقیم مردم است، ولی کدام برگزیده‏ای برای تمام عمر سر پست خود می‏ماند؟ یکی از اصول دموکراسی، مادام العمر نبودن پست‏هاست. یک شبهه دیگر می‏تواند اینگونه مطرح شود که رهبر تنها 6 تن از اعضای شورای نگهبان را بر می‏گزیند و 6 تن حقوقدانان را رییس قوه‏ی قضاییه انتخاب می‏کند. ولی این هم به نوعی انتخاب غیر مستقیم است، درست همانند انتخاب غیر مستقیم رهبر که ذوب شدگان در ولایت از آن پاسداری و طرفداری می‏کنند. تازه اوضاع وقتی بدتر می‏شود که بدانیم رییس قوه‏ی قضاییه برای معرفی این حقوقدانان، از رهبر هم چراغ سبز می‏گیرد! پس به نوعی می‏شود گفت کلیه‏ی 12 عضو شورای نگهبان انتخابی رهبر هستند.

اینست که این نظام مریض و بیمار است و هر کاریش بکنیم درست نمی‏شود مگر اینکه ساختار آن را به هم بریزیم و آن را از پایه ویران کنیم تا اثری ازش باقی نماند. این بیماری را کسانی که در سال 58 به پای صندوق رایرفتند تایید کردند و آنها هستند که باید جوابگوی بلای آمده بر سر ما باشند، ولی این سخنان این چنین فایده‏ای ندارد. ما خودمانیم که باید این نظام را سرنگون کنیم؛ آن هم نه بوسیله‏ی شعار و اعتصاب و انقلاب مخملی و این دست بچه بازی‏ها. تنها بوسیله‏ی جنگ و دعوای خیابانی و درگیری و خونریزی و گلوله در کردن. در آینده درباره‏ی این موضوع مطلبی خواهم نوشت.

بدرود.

برای بحث وبررسی به گفتگو دات کام بپیوندید


شنبه، تیر ۲۰

فیلتر شکن



دانلود فیلتر شکن


با درود


این روزها که همه‏جا ف‏ی‏ل‏ت‏ر است و تنها سایت‏های دوست و یار دولت و رژیم وحشی آخوندی باز هستند، بی خبری و بی اطلاعی از اوضاع پدر در می‏آورد. برای جلوگیری از این امر و با قصد قربت، ف‏ی‏ل‏ت‏ر شکن جدید اولترا سرف را برای دانلود قرار می‏دهم تا از این راه بار دیگر مشت محکمی به دهان لرزان و شل و ول رژِیم آخوندی زده شود. لینک دانلود در زیر آمده است

بدرود