جمعه، خرداد ۹

چگونه با سفسته توسل به اکثریت مقابله کنیم؟

ما بیخدایان و شک گرایان بارها از مسلمانان و خداباوران شنیدیم که اگه خدا وجود نداره پس چطور میلیاردها نفر در دنیا بهش باور دارند؟ یعنی اونهمه اشتباه میکنند و شما جمعیت اندک درست فکر میکنید؟ البته این یک سفسته است به نام توسل به اکثریت ولی توضیح جنبه سفسته آمیز یک سخن همیشه برای همه شنوندگان راحت یا قابل هضم نیست. بنابر این همیشه به دنبال راه حلی عام و کوچه بازاری هم برای مقابله با سفسته ها باشید. شما که همیشه با استاد دانشگاه بحث نمیکنید! :)

از آنجایی که بیشتر مسلمانان و خداباورانِ پیرامون ما رو شیعیان یا دستکم دوستداران اهل بیت تشکیل میدند، پیشنهاد میکنم در مواجهه با این سفسته با یادآوری فرتور زیر که گستردگی شیعه و سنی رو در جهان نشون میده به فرد سفسته گر بگویید که در دنیا هم حدود 1 میلیارد و 200 میلیون مسلمان وجود داره که در بهترین حالت فقط 300 میلیون نفر اونها شیعه هستند. پس آیا شما هم معتقدی که بیشتر از اونها میفهمی و 900 میلیون نفر اشتباه میکنند؟

احتمالن در این لحظه فرد مورد نظر به لکنت زبان میفته و شروع به پاسخ های پرت و پلا دادن میکنه. شما باید بهش بگید که مساله روشنه. هر دو در برابر یک استدلال یکسان قرار گرفتیم پس اگه برای شما کار میکنه لابد باید برای من هم کار کنه دیگه!

حالا اگه طرف فقط مسلمان بود و گفت برای من شیعه و سنی فرقی نمیکنه و نمیدونم ازین خزعبلاتی که انگار دین سالاد است و هرچی دوست دارن توش میریزند، میتونید باز هم بهش یادآوری کنید که از جمعیت 7.5 میلیارد نفری دنیا فقط 1.2 میلیارد مسلمان هستند و به کتاب خجالت آوری به نام قرآن به عنوان یک وجه مشترک می نگرند.

یک پدافند خیلی مسخره و غیر منتظره ولی محتمل در برابر این آفند شما اینه که طرف بیاد بگه بسیار خب، من از الان مذهبم رو تغییر میدم و به جای شیعه مثلن سنی میشم آیا شما هم خداباور میشید؟ در اونصورت شما دو راه دارید باز: 1. بهش بگید بسیار خب اگه تو مذهبتو عوض کردی منم به خدا باورمند میشم. از اونجایی که فرد مورد نظر دروغ میگه لذا هرگز به مذهب دیگه مهاجرت نمیکنه و خودش با شنیدن این پاسخ شما میفهمه که منظورتون اینه که «خر خودتی». 2. استدلال پاراگراف بالا رو براش تکرار کنید و بگید اسلام فقط 1.2 میلیارد نفر پیرو داره و شما در برابر 6.3 میلیارد «غیر مسلمان» شانسی ندارید پس آیا قبول دارید که شما اگر هم سنی بشید باز در اقلیت هستید؟ اینجا باز هم طرف میفهمه که کوچه رو بن بست اومده و باید سر و ته کنه برگرده بره.

کلن در برابر یک سفسته همیشه یک راهی وجود داره که نشون بدید چطور باهاش مقابله میشه کرد. بسیاری راهها هم هستند که بسته به خلاقیت خودتون داره. به همین خاطره که توسل به مرجیعت برای هیچ دینداری کار نمیکنه جانم.

حوصله بحث دارید بیاید به دفترچه جانم.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۳

شیر بی یال و دم و اشکم سپاه را دیدید؟

یک پهلوان صفتی قرار بود بره روی پشتش خال کوبی کنه و ازونجا که از قدیم نماد قدرت و شجاعت شیر بود تصمیم گرفت تصویر یک شیر رو خالکوبی کنه. ولی خب خالکوبی در زمان قدیم درد زیادی داشته دیگه. سرتون رو درد نیارم خلاصه آقای خلکوب از هرجای شیر شروع کرد، فرد پهلوان دردش آمد و گفت اون قسمت نمیخواد. یال نمیخواد، پنجه نمیخواد، دم نمیخواد! پس از چندی آقای خالکوب قاطی کرده و بر سر پهلوان داد و فریاد میکنه که ای بابا،
شیر بی یال و دم و اشکم که دید؟           اینچنین شیری خدا کی آفرید؟

حال داستان این پهباد ایرانی-امریکایی مدل RQ170 که در سال 2011 بدست ایران افتاد مانند همین شیر بی یال و دم و اشکم هست. چطور تصویر از بالای سر ناو امریکایی نشون میدید و میگید اینو پهباد ساخته شده به دست ما ثبت کرده ولی خودشو نمیتونید نشان بدید؟ چطور ازش در پروازهای شناسایی استفاده کردید ولی یکبار در تلویزیون نشونش ندادین؟ شمایی اگر یک ناخنگیر به دست مهندسان توانمند سپاه بسازید گوش فلک رو کر میکنید با تبلیغ و تبلیغ! نمونه همون زیردریایی السابحات ساخته ارتش جمهوری اسلامی که در سال 90 یا نمیدونم 91 در رژه به نمایش درآمد:

https://www.facebook.com/daftarche.forum

این چطور پهبادی هست که یک تصویر از پروازش نشون داده نشده؟ چطور ممکنه حاج آقا خامنه‌ای رو شما دعوت کنید به سپاه برای نمایش دستاوردهای هوا فضا سپاه ولی بهش ماکت نشون بدید؟ زشت نیست این کار؟

البته در اینکه این پهباد در اون زمان به شکل کنترل شده‌ای فرود آمده تقریبن شکی نیست. به خصوص اینکه خسارت ناچیزی بر کف خورده و این نشون میده سقوط نکرده و کنترل شده فرود آمده. البته اینهم از سلسله بی عرضگی‌های آقای اوباما هست که در این مدت ریاست جمهوری خودش چهره کشور آزادی‌ها رو به یک چهره بی عرضه مانند خودش تبدیل کرده که حالا جمهوری اسلامی با ریشخند کردن امریکا، سعی در تبلیغات علیه او و نشون دادن ضعف‌های ارتشی او میکنه. به خصوص وقتی که اوباما از ایران خواست که پهباد رو به امریکا پس بده! خیلی درخواست بی خردانه و بچگانه‌ای بود که مطرح شد. نه ایران و نه هیچ رژیم دیگه‌ای هرگز چنین کاری نمیکنه و اوباما بهتر بود بجای این درخواست پوچ که مشخص بود بهش عمل نمیشه و این مساله سخن پرزیدنت کشور امریکا رو تبدیل به خاکستر میکنه، یک سکوتی اختیار میکرد و بیش از این خودش و امریکا رو مسخره دنیا نمیکرد.

بحث و گفتگو:
http://www.daftarche.com/

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۸

آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم

خمینی گجستک وقتی آمد بهشت زهرا، هوا برش داشت. بی خبر از رمز و رموز کشورداری، بی خبر از مشکلاتش، بی خبر از بالا پایین اجتماع و اقتصاد، بی خبر ازفوت و فن کشورداری، سرمست از اینهمه پشتیبانی و استقبال چیزهایی بر زبان آورد که بعدن شد چالش حکومت اسلامی تا همه آن سخنان را سانسور کند! مگر می‌شود؟ سانسور سخنان رهبر کبیر انقلاب؟ وقتی آدمی تا دیروز برای نقل مکان از خر و یابو استفاده می‌کرده و امروز یکهو یک هواپیمای چارتر برایش گرفتند و حمایت میلیونی مردم را پشت سرش می‌بیند، چرا همان یابو برش ندارد؟


حال کاری به اینهاش نداریم. نکته‎ای که در نظرم است اینکه آیا توجه کرده‎اید که این مردک چرا نگفت شاخص‎های اقتصادی را بهبود می‌دهیم؟ چرا نگفت درآمدتان را افزایش می‎دهیم؟ نگفت اشتغال‌زایی می‌کنیم؟ نگفت سطح سواد را بالا میبریم؟

توضح قانع کننده اینست که اینها همه‌اش در دسترس بود. مردمِ شکم سیر ایران همه چیز داشتند. تنها چیزی که نداشتند یکی اتوبوس و آب و برق مجانی بود یکی هم آزادی سیاسی. اولی که با بیلاخ مواجه شد دومی هم به خیال بعضی‌ها به دست آمد. با کمال اطمینان می‌توان گفت اگر کسی امروز همچنان هوادار رژیم باقی مانده است از دو حال خارج نیست: یا او جیره مواجب بگیر رژیم است و به اصطلاح، به فکر نوندونی‌اش است؛ یا کله خری‌ست که دومی ندارد. نگاه کنید به محمد نوریزاد که چطور از رژیم برگشته است. چطور با زبان روشن و صریح از انقلاب و شخص خامنه‌ای انتقاد می‌کند. او به بسیاری جوانان اظهار می‌کند که ما با ندانم کاری‌هایمان جوانی شما را گرفتیم. او از جوان‌ها عذرخواهی می‎‌کند. این مرد شهامت این را دارد که بگوید من اشتباه کردم. مانند مسعود رجوی گجستک نیست که بگوید «اَنقَلاب ما را دزدیدند» و خود را پشت سر همان آخوندهایی که هواداریشان را می‌کرد پنهان کند. مانند اصلاح طلبان نیست که بگوید این سیستم اصلاح می‌خواهد تا ماندهی و خواستنی گردد. نوریزاد از دسته انسان‌هایی بود که افتخارش این بود که خامنه‎‌ای برای اثاث کشی، به جز کتاب‌هایش تنها نیاز به یک وانت دارد! آنوقت این مرد امروز از خامنه‌ای برگشته است. نوریزاد روزگاری در کیهان قلم می‌زد و آیت الله مصباح یزدی را تعبیر به چراغ هدایت می‌کرد. امروز به او خرده می‌گیرد. هتا جسته گریخته به خمینی بیمار رونی نیز حمله می‌کند و مثلن می‌گوید او که معصوم از خطا نبود. پس اگر کسی هنوز در خیال نوریزاد سال‌های دور است، یا منافعی دارد یا کور است.

البته این هم می‌گذرد و تاریخ نشان داده انسان‌های ظالم پابرجا نخواهند ماند و بالاخره روزی به سزای اعمال خود خواهند رسید. چنانچه صدام حسین را از درون سوراخ موشی با خفت و خواری بیرون آوردند، خامنه‌ای را هم خواهند آورد. شاید هم البته بارگاهش را ویران کنند. ولی این اتفاق گریز ناپذیر است.

به فیسبوک انجمن دفترچه بپیوندید.
انجمن گفتگوی دفترچه دات کام.

جمعه، اردیبهشت ۱۲

خانم الهام چرخنده؛ شما هم یک بادیگارد خامنه ای هستید

تا به حال دقت کردید نقش بادیگاردها یا همان محافظان شخصی چیه؟ برای نمونه محافظ شخصی خامنه ای رو از نزدیک دیدید یا عکسش رو حداقل زیارت کردید؟ اگر نه نگران نباشید. من در زیر چندتا از این پاچه لیسان رو ردیف کردم.

اینها یک سری مشخصه ها و ویژگی ها دارند. یک اینکه هیکلشون به درد حضرت آقا میخوره. چرا؟ چون هیکلشون بزرگ و عضلانی هست که احتمالن مانع بزرگتی در راه برخورد گلوله ها باشند. در واقع اینها فدایی هستند. یعنی سپر انسانی دیکتاتور کوچک ایران. در همه جا هم تنها کسانیکه اجازه حمل اسلحه دارند همین افرادند و دیگران خیر.

دو اینکه هدفشون زنده و سرپا نگهداشتن مقام عظما هست. یعنی علاوه بر ویژگی گفته شده در بالا، توانایی هایی برای انجام اقدامات امداد اولیه هم دارند. در واقع حلقه اول که نزدیکترین افراد از محافظان شخصی نیز هستند، از امین ترین بادیگاردها انتخاب میشند. خلاصه کارشون زنده نگه داشتنه دیگه گیر ندید.

سه اینکه اینها منفورند. چون از قسم خوردگان و ذوب شدگان ولایتند و یک تار موی گندیده ی سیدعلی یه دست رو به جان 70 میلیون ایرانی نمیدهند. اگرچه بی نام و نشان بودنشون امتیازی بزرگ براشون هست از این جهت که مردم اونها رو نمیشناسند تا بعدن تسویه حساب شخصی کنند. ولی من برای راحتی کار، دوتا از اینها رو که به نام های بولداگ (دایره زرد رنگ) و کله بادامی (دایره قرمز رنگ) نامگذاری کردم خدمتتون معرفی میکنم. همونطور که میبینید اینها بیشتر جاها از محافظان حلقه یکم خامنه ای هستند. همینها روزی باید برای محافظت از دیکتاتور آدمکشی به نام سیدعلی خامنه ای پاسخ بدند.





حالا خانم الهام چرخنده بازیگر تلویزیون که اینجا عید رو به مقام مزخرف رهبری اونطور خایه مالانه تبریک عرض میداره چه نقاط اشتراکی با این محافظان شخصی داره؟ البته شاید خرده گیری به این دسته افراد کار بیهوده ای باشه. اینها دارند نون و نمک رژیم رو تناول میکنند و در صورت مردم بدبخت و آس و پاس ایران عاروقش رو میزنند. طبیعیه که چنین بازیگران نون به نرخ روز خوری بالاخره در یک سیستم سالم هم خلق میشوند چه برسه به سیستم معیوب و پوسیده ج.ا!


خانم چرخنده بدانید و آگاه باشید که شما در مقایسه با محافظان خامنه ای هم از هیکل خوبتون میتونید استفاده کنید، هم هدفتون بقای خامنه ای هست و هم منفور ملت ایران خواهید بود. فردای تاریخ که در کتاب های بچه مدرسه ای ها، شرح جنایات و خونخواری های این ضحاک دوران رو بنویسند، شما یا جایی در این شرح حال ندارید یا به عنوان چهره پلید و زشت تاریخ یاد میشید. ولی فرق بزرگی که با اونها دارید اینه که اونها بی نام و نشان هستند و فردا روز شاید بتونند در ایران به راحتی قدم بزنند و راه برند ولی شما خیر و باید پذیرای نگاه های خشم آلود و طعنه های گاه و بیگاه ملت آزاد باشید که نوش جانتون خواهد شد.

جالبه که گویا همین الان هم با حمله آدمهای عادی به اکانت اینستاگرام این زنک، اشک ضعیفه دم مشکش پیاده شده و ازونجایی که بازیگر ماهری در خایه مالی تشریف دارند، طی یک پیام تصویری در همون اینستاگرام مظلوم نمایی کرده و از خیل عظیم وحشیان و ارازل و اوباش حکومتی مددجویی میکنند. یه نگاه به کامنتهای این بی وطنان بندازید. من اصلن تا قبل از این فکر نمیکردم اینها دارای تکنولوژی اتصال به اینستاگرام باشند! تک سلولی های پشمالویی که به وقتش هر چه در شرت و شلوارشون باشه رو میارن دهنشون و حواله دیگران میکنند حالا پشتیبانی خایه مالان حکومتی هستند. روزی میرسه که میبینیم این زنک با این خایه مالی ها جای و مقامی در صدا و سیما برای خودش دست و پا کرده.