بطور اتفاقی چند دقیقه از برنامه آخوند دلقک «قرائتی» را می دیدم. این حرّاف هم مانند هم مسلکی ها و هم پیاله های خودش بارها تحریف، زبان بازی، سفسطه و دروغ را در تلویزیون ایران رواج داده است. البته ممکن است برای مخاطب عام که اطلاع عمیقی از مسائل مربوطه ندارد، درک این مساله اندکی دشوار باشد. برای نمونه چیزی که نظر من را در سخنان این آخوند جلب کرد مقایسه بی مورد و فارقی بود که بین دو چیز انجام داد.
ایشان میگفت یک پزشک 15 سال پس از دیپلم درس خوانده و دکتر شده است. زمانیکه به ما نسخه ای تجویز می کنیم از او نمی پرسیم چرا اینجور دادی. به تجربه و دانش او اعتماد می کنیم. ولی تا به یک آخوند (لفظی که خود او بکار برد) می رسیم می گوییم چرا نماز صبح 2 رکعت است؟ پس چرا از آن دکتر نمی پرسیم چرا کله این قرص قرمز است؟
خب این یک قیاس مع الفارق است و محکوم به نادرست بودن. چرا که وجوه تشابه بین یک پزشک و یک آخوند (نمیدانم آخوندی هم مانند پزشکی شغل است یا خیر!) و یک بیماری و یک دین باوری برقرار نیست. نخست اینکه پزشک هم مانند آخوند لازم است به بیمار خود توضیح کافی در مورد بیماری و نحوه درمان بدهد. اگر در ایران پزشکان با ویزیت بالا اینکار را نمی کنند این دلیل بر عمومیت این رویه نیست. دوم اینکه اگر هم توضیحی از سوی پزشک داده نشود، بیمار که لازم نیست به بیماری خود یا درمان خود ایمان بیاورد! ولی به وارون، یک محقق و پرسشگر برای دریافتن حقیقت و ایمان آوردن به آن لازم است خدا را هم نقد کند، آخوند که سهل است. سوم اینکه مهر نظام پزشکی در نسخه پزشک، این اطمینان خاطر را به بیمار می دهد که پزشک او پیشاپیش این پرسش و پاسخ ها را پس داده است. ولی آخوند که نقش او تبلیغ دین است، باید هر لحظه خود را در معرض نقد و پرسش ببیند. درست است که او هم در حوزه اندکی مورد تجاوز قرار گرفته و دروغ هایی را به نام تاریخ و فلسفه حفظ کرده است، ولی دلیل اینکار او چیزی نبوده جز پاسخ دادن به مردم و شیره مالیدن به سر آنان. پس تنها چنانچه دنبال مقلد کور و مخلص باشد، به مانند این آخوند دلقک، از نقد و پرسش فراری است.
آخوند از آنجا که خود می داند در مورد چه مفهوم زشت و خطرناکی تبلیغ می کند، رویه و پروسه خود را طوری بر می گزیند تا کمترین جا را برای نقد و بحث ایجاد کند. به همین دلیل است که رژیم کثیف اسلامی خود را از نقد نقادان دور نگه می دارد، خامنه ای هیچگاه به نامه های سرگشاده پاسخ نمی دهد تا این مساله باب نشود و احمدی نژاد، مترسک رژیم، از فضای باز سیاسی سازمان ملل فقط برای نقد دیگران بهره می برد.













18 دیدگاه
نظر ارسالی توسط ناشناس در 18/9/10 00:16
درود.
یه تفاوت دیگه این سفسطه اینه که پزشک نتیجه کارش معلومه، اگر یک بار تشخیص اشتباه بده، با خوب نشدن بیمار بی سواد بودن پزشک مشخص میشه، ولی آخوند هر چی دوست داره میگه هیچی هم مشخص نمیشه، مگر این که بریم یه نفر که مرده رو زنده کنیم ببینم حرفای آخوند درست بوده یا نه!
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 18/9/10 09:02
آفرین. این هم یک تفاوت عمده دیگه بود. از حسن توجهتون سپاسگزارم.
نظر ارسالی توسط ناشناس در 19/9/10 05:20
استدلال در حد بز، مثل تمام ادله دیگر آخوندها...
نظر ارسالی توسط ناشناس در 20/9/10 02:01
فرق دیگرش این است که دکتر بزور چیزی به کسی تجویز نمیکند ولی آخوند داروی گندیده اش را به زور به خورد هر جنبده ای می دهد
نظر ارسالی توسط مهراب در 20/9/10 04:36
این یکی از مهم ترین دلایلشان برای اثبات لزوم وجود روحانیت و حتا ولایت فقیه است. یعنی میگویند هر کاری کارشناسی دارد، روحانیت هم کارشناس اسلام است و چون اسلام دین سیاسی هم است، پس کارشناس کل ولی فقیه است.
خوب پتهشان را روی آب ریختید. سالی پیش در جایی دیگر هم یک کامنت دیده بودم که یکی دو دلیل دیگری هم در باطل بودن این قیاس آورده بود که کاش میدانستم کجاست که آنرا اینجا می پیستیدم.
از آن دکتر نمیپرسیم که چرا کله قرص قرمز است ولی اگر بیمارمان را کشت، وی را تحویل دادگاه میدهیم. آخوند را در این موارد چگونه میتوان تحویل دادگاه داد که مثلا فلان حرفت از سوی خدا عمر مرا هدر داد یا ولایت فقیهت کشور را بر باد داد؟ همهی ارکان روحانیت که از وی حمایت میکند. کل سامانه (جمهوری اسلامی) هم که دست بت گنده (ولی فقیه) است.
منظور آقا این است که در نهایت نباید هیچ پرس و جویی از ولی فقیه نمود و باید هر چه گفت کورکورانه فرمان برد، چون آنزمان که ما بدون پرسش قرص پزشکان را میخوریم!
نظر ارسالی توسط مهراب در 20/9/10 04:39
این هم بیان دیگری از چیزی که دوست ناشناس بالایی گفتند از بالاترین:
علم پزشکی ، یک علم تجربی است .
ولی الهیات ، اساسا علم نیست !
ما بر اساس تجربه دیده ایم ، که دکترها بیماران خود را خوب میکنند .
نظر ارسالی توسط amir در 20/9/10 11:20
سلام
استدلال زیبا بود ولی خرد گرایی و اهانت به افراد و
اندیشه ها با هم جمع نمی شوند
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 20/9/10 22:17
@ مهراب
آفرین. اینها همه نکات ریز و هوشمندانه هستند که از نظر بر و بچه های باهوش ایرونی دور نمیمونن. ولی یک نکته در استدلالی که در کامنت دوم آوردید.
این استدلال یک مقدار به نظر میلنگه. آخوند هم میگه ما هم مردم رو به سوی خوبی و سعادت هدایت می کنیم. تجربی هم هست. میتونید بمیرید و تجربه کنید. ولی خب مساله مهمتر اینه که ابطال پذیر نیست. نکته مهم در بررسی های ادعای علمی اینه که باید ابطال پذیر باشه. ابطال پذیری رو آرش بیخدا یک مقدار در وبلاگش باز کرده. شاید من در آینده یک پست در موردش بزنم.
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 20/9/10 22:21
@ amir
منظورتون رو روشن تر بفرمایید.
نظر ارسالی توسط ناشناس در 9/10/10 11:35
بر سر آرش بیخدا چی اومده؟
سایت زندیق چرا بالا نماید؟
تو گرداب نوشته عوامل سایت زندیق رو دستگیر کردند!!!!!!!!!!!!
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 11/10/10 00:32
گرداب گه خورده است انشالله.
آرش بیخدا هم به کوری چشم خامنه ای و امام زمان سرحال و شاداب است. نگران نباشید.
نظر ارسالی توسط رسول کذاب در 13/10/10 18:15
انسان ها سه دسته اند .
یا گوساله اند (دین دارن واقعی)
یا خر(بی خدایان راستگو)که هزاران سال است فریاد بی خدایی می زنند
و یا روباه ( دین داران بی خدا) دروغ پردازان حرفه ای
ومن ترجیج می دهم روباه باشم . به این دلیل که اکثر هم لا یعقلون
.....................................
نظر ارسالی توسط کاکتوس در 15/10/10 14:08
از ان جایی که بنده بینم در میان ایرانیان جانب انصاف رعایت نشده و تنها اسلام را به سخره می گیرند می خواهم از خشونت در مسیحیت و جایگاه زنان در دین زرتشت هم گفته شود . اگر واقعا یک آتئیست واقعی هستی
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 16/10/10 12:17
از آنجایی که بنده می بینم اسلام در تار و پود جامعه نفوذ کرده و در حال تاراج سرمایه فیزیکی و معنوی انسان های است، لذا ما به دنبال شناسایی اسلام و کوبیدن بر سر او هستیم. مبلّغ زرتشت و مسیحیت هم نیستیم و اون کارهایی که گفتید رو واگذار می کنیم به همکارانی که در کشورهای مسیحی زده یا زرتشتی زده زندگی می کنند.
پس شما هم زیاد غصه نخور و نگران واقعی بودن آتیستی ما نباش.
نظر ارسالی توسط کیارش در 21/10/10 13:16
درود، این وبلاگ مطالبی علیه سکولاریسم داره. اگر میتونی بهش پاسخ بده:
http://antimajus.blogfa.com
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 21/10/10 23:40
درود بر شما کیارش جان؛
زیاد خودتون رو درگیر خزعبلاتی که چهارتا ساندیس خور در وبلاگ شخصی نشر میدن نکنید. دموکراسی دفاع نمیخواد. بزرگترین دفاعش همین میل و رغبت مردم هست که خاری در چشم این بی مغزانه.
نظر ارسالی توسط ناشناس در 27/5/11 12:23
در مثل مناقشه نیست
وقتی چیزی به این بدیهی رو نمی دونی دیگه چه عرض کنم
نظر ارسالی توسط کوروش بیخدا در 4/6/11 12:46
یکی از کاربردهای مانند آوردن در مباحث اینه که فهم موضوعی رو سهل و آسان کنند. مثلن اگر کسی بخواد از قطر کره زمین و قطر خورشید حرف بزنه، بعد از اون هم ممکنه برای نمونه، یک نخود رو در برابر یک توپ بسکتبال مثال بزنه تا فهمش رو آسانتر کنه. این دقیقن چیزیه که شما نمیفهمید و نمیدانید.
زمانیکه این همانند آوردن درست منطبق با واقعیت ادعا بشه، طرف مقابل میتونه به این همانندی اعتراض کنه. بیشتر در جای هایی که همانند آوردن برای فهم موضوع ناگزیر هست، مثل جایی که تعریفی از یک مفهوم مد نظر باشه ولی تعریف درست و آسونی وجود نداره و ناچار باید همانند و مثال آورد، طرف مخالف میتونه برای ابراز مخالفت و رد موضع مدافع اون همانندها و مثال ها رو مورد کنکاش قرار بده.
امیدوارم جیزی یاد گرفته باشید.
توجه؛ به مهر از گزینه «نام/آدرس اینترنتی» برای بیان دیدگاه خود بهره ببرید.