پنجشنبه، بهمن ۱۰

روح بخش چهارم

بخش آخر از "مساله روح"

با درود؛

در 3 بخش پیشین پاره ای از علل و عوامل باور به روح را برشمردیم. اکنون به سه مورد دیگر از این دلایل می پردازیم.


***


دژاوو


دژاوو(Deja vu) به رویدادی گفته می شود در آن که تصور می شود واقعه ای در زمانی پیش از حالا برای فرد اتفاق افتاده است. واژه دژاوو در زبان فرانسوی به معنی از پیش دیده شده است و اول بار توسط امیل بوراک(Emile Boirac) روح شناس فرانسوی به کار رفت. این پدیده نیز مانند دیگر پدیده ها، تا زمانی که ناشناخته و نا معین بود، دلیل خوب و قابل اتکایی برای دین فروشان و باورمندان به روح بود تا عامه مردم را از این طریق به باور روح متقاعد کنند.
اما وقوع این تجربه از دو حالت خارج نیست:

1. چنین رویدادی تا پیش از این برای فرد اتفاق افتاده است و اکنون به دلیل فراموشی و مرور زمان، از یاد رفته است. یا مثلن به دلیل عدم توجه به شرایط و محیط، آن را به خوبی به یاد ندارد و تنها سایه روشنی از آن در ذهن دارد. برای مثال اگر شخصی 40 ساله است و در این سن شروع به خواندن کتابی کند، هیچ عجیب نیست که تصور کند این کتاب را قبلن خوانده چرا که ممکن است در نوجوانی مانند آن یا خود آن را خوانده باشد. یا فردی که تلفن چی باشد و در روز با عده بسیاری گفتگو کند، روزی صدایی بشنود که تصور کند این صدا را پیش از این هم شنیده است. پروفسور "سوسومو تونگاوا"(Susumu Tonegawa) برنده نوبل پزشکی سال 1987 و مامور تحقیقات "انستیتوی تحقیقات پزشکی هووارد هیوجز"(Howard Hughes Medical Institute) که به طور مکرر در جهان در حال سفر است، تجربه اتفاقی خود را از یافتن فرودگاهی فوق العاده آشنا در یک شهر بیان می کند که در آن چیدمان ورودی ها، صندلی ها و غیره سبب این شباهت و اشتباه مغز در یادآوری است+.

2. اما بررسی های علمی دانشمندان مغز و اعصاب، نشان می دهد که این پدیده هم مانند اکثر دلایل روح، ریشه در مغز انسان دارد. پروفسور سوسومو تونگاوا می گوید: "این احساس از ناسازگاری و تداخل بین دو بخش مغز ناشی می شود. نئوکورتکس(neocortex) آگاه است که این پدیده تا به حال رخ نداده است، اما هیپوکومپوس(hippocampus) می گوید چرا! روی داده است!"+. وی همچنین می گوید: "هیپوکومپوس از مشاهده ها و تجربیات انسان نقشه برداری می کند و آنها را برای استفاده در آینده آماده می کند. به سبب وجود همین ویژگی است که انسان با دیدن چهره ها و مکان های آشنا، سریعن آن ها را به یاد می آورد. اما هنگامی که تجربه شبیهی روی دهد، این نقشه ها به روش های گوناگونی بازخوانی و تعبیر می شوند."+


همچنین دژاوو در بیمارانی که دچار صرع هستند بیشتر مشاهده می شود+.


رویاهای راستین (صادقه)


رویاهای راستین خواب ها و رویاهایی هستند که انسان میبیند و سپس در آینده به حقیقت بدل می شود. این نیز یکی از دلایل رایج باور به روح در میان عوام است. اما این رویاها چگونه پدید می آیند؟


در بخش های پیشین گفتیم که هوشیاری و تفکر، قدرت ذاتی یک مغز است. خواب دیدن انسان تا حدودی ناشی از تفکر است. در حالت خواب هم فکر انسان مشغول است و این مغز همواره در حال انجام وظیفه طبق طبیعت و سرشت خود است. همین موضوع سبب می شود افکار و تجزیه و تحلیل های مغز در خواب هم تا حدودی منطقی و رئال باشند. انسان در حالت عادی و به طور روزمره همواره در حال پیش بینی است. از روی داده ها و اطلاعات خود، موردی را برای آینده پیش بینی می کند. مثلن همین الان ممکن است شما در حال فکر کردن راجع به پایان این نوشتار باشید. در حالت پیشرفته، قوه پیش بینی و تجزیه و تحلیل مغز در کارهای تخصصی و مشاغل حرفه ای(مانند یک اقتصاددان) متجلی می شود. پس اگر مغز آدمی برای همین کار به دست طبیعت طراحی شده است، هیچ بعید نیست از آن کاری برآید که مطابق ذاتش است.


برای مثال اگر شخصی بخواهد فردا در مصاحبه ای برای استخدام شرکت کند، طبیعی است که در آن شب خواب ببیند که رد شده است. یا کسی که پدر مریضی دارد خواب ببیند که وی را از دست داده است. پس اگر شخصی در طول زندگی در رابطه با مرگ 1000 نفر خواب ببیند، هیچ بعید و عجیب نیست که 3 مورد آن به حقیقت بپیوندد.

در رابطه با خواب دیدن این نکته نیز قابل ذکر است که در هر شب انسانها حدودن 2 ساعت از خواب خود را به دیدن رویا می گذرانند(خواب رِم) و هر رویا نیز به طور متوسط 5 دقیقه به طول می انجامد(البته در مراحل غیر رم-non rem- هم خواب دیده می شود)+. با این حساب در شبانه روز هر انسان به طور متوسط 25 خواب فقط در مرحله رم می بیند. با احتساب جمعیت 7 میلیارد نفری کره زمین و احتمال یک هزارم درصد برای اینکه یک رویا به حقیقت بپیوندد، می بایست در هر شبانه روز یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار رویا تعبیر شود! این در حالی ست که احتمال تعبیر هر خواب دقیقن برابر باشد، در صورتی که اینچنین نیست و برخی خواب ها با احتمال به حقیقت پیوستن بیشتری وجود دارند.

در این مورد، شباهتی نیز با دژاوو دیده می شود و آن اینکه گهگاه انسان ها پندار این را دارند که با رویدادی از قبل آشنا شده اند و به یاد نمی آورند و سپس نتیجه میگیرند که آن را در خواب تجربه کرده اند. حال ممکن است آن رویداد برای آنها اصلن اتفاق نیفتاده و یا به فراموشی سپرده شده باشد.


احضار ارواح


در جلسات احضار ارواح، معمولن شخصی که خود را مدیوم(meduim)و واسط دنیای مادی و دنیای ارواح می خواند، ادعا می کند که می تواند صداها و تصویرهایی را ببیند یا بشنود که دیگر افراد حاضر قادر به آن نیستند. در مواردی که شخصی شکاک یا خردگرا در جمع حضور یابد روند به گونه ای پیش می رود که ارواح خود را نمایان نمی کنند و ادعا می شود که انرژی مجلس به میزان کافی مثبت نیست و باید باور به روح در قلب تمامی حضار وجود داشته باشد! دراین باره، دانشنامه بریتانیکا(The Encyclopedia Britannica) می نویسد: "واسط های مدعی ارتباط با ارواح، یک به یک برای بررسی احتمال کلاهبرداری مورد مطالعه قرار گرفتند. آنها برخی اوقات شیوه ها و تکنیک های جادوگری و تردستی را برای متقاعد کردن مراجعه کنندگانشان به کار می بندند... افشای این کلاهبرداری ها، شدیدن شهرت و اعتبار آنها را ویران کرد و آنها را در جامعه ایالات متحده درون تنگنا قرار داد"+.


در شکل دیگری از این جلسات، بوسیله تخته ای که روی آن حروف الفبا و کلمات بله و خیر قرار دارد(تخته اوجا-Ouija Board) ارتباط شکل میگیرد. وسیله ای را روی این تخته قرار می دهند و انگشت خود را بر روی آن گذاشته و ادعا می کنند که از طریق انگشت آنها نیروی محرکه و انرژی لازم برای حرکت این وسیله فراهم می شود.

نمونه ای از تخته اوجا


در این مواقع شک گرایان یا خرد گرایان پیشنهاد می کنند که تخته جابجا شود یا حروف به هم ریخته شود و یا چشمان حضار بسته شود و فردی خارج از جمع پاسخ ها را مشاهده کند. در اینصورت دیده می شود که جواب ها پرت و پلا خواهند بود و یا اصلن پاسخی دریافت نمی گردد. پیشنهاد دیگر اینست که افراد انگشت هایشان را از روی تخته بردارند و منتظر جواب بمانند. در این جلسات، معمولن پرسش ها جهت دارند و فرد اداره کننده جلسه، خود پاسخ همه پرسش ها را می داند و اگر پرسش دیگری برای مچ گیری طرح شود، ادعا می شود که جواب آن جزو اسرار است و غیر قابل افشا!

چیزی که روشن است اینست که تا به حال هیچ کدام از این تجربه ها و ادعاها در شرایط تحت کنترل و آزمایشگاهی و به روش علمی پیش نرفته است. مدعیان هرگز روش خود را به طور کامل بازگو نکرده اند و همواره از پاسخ هایی مبهم مانند اینکه "این نیرویی خدادادی و غیر اکتسابی ست" برای اغفال دیگران استفاده کرده اند. این ادعاها هرگز از روش های معمول علمی و در مراجع معتبر بیان نشده است و به طور دهان به دهان چرخیده است. "موسسه آموزشی جیمز رندی"(The James Randi Educational Foundation) مبلغ یک میلیون دلار جایزه برای کسی که بتواند هرگونه توانایی مافوق طبیعی را تحت شرایط و معیارهای مشخص و معمول علمی نشان دهد تعیین کرده است+.


بنابر این اگر شما به چنین جلساتی دعوت شدید و حضور داشتید، به خود مسلط باشید و یک به یک شرایط را با خرد خود بسنجید. به راحتی می توانید مچ طرف را بگیرید و خردمندی خود را ثابت کنید.


***


نتیجه اینکه تا به حال دلیل قابل قبول و روشنی برای باور به روح اقامه نشده است. هر کدام از دلایل و ویژگی های روح به نحوی در ارتباط با مغز و توانایی های آن است. ادعای روح یک ادعای بی پشتوانه و بی اساس است از طرف کسانی که به آن نیاز دارند و آن را وسیله ای برای رسیدن به هدف خود کرده اند.


بنابر این از این پس هر چه را که شنیدید باور نکنید و آن را با سنگ محک خود که همان قوه تعقل و خردمندی شماست، بسنجید. از نظر یک انسان خردگرا و متکی به تعقل، باور به روح یک باور پوچ و خیالی و نمادی برای عقب افتادگی و ساده اندیشی انسان های پیشین و نیز مکاری و حیله گری دین فروشان و دینداران امروزین است.


خردمند باشید... بدرود.



برای بحث و بررسی به گفت و گو دات کام بپیوندید.