‏نمایش پست‌ها با برچسب خداشناسی،خداگرایی،صفات خدا،خدا کیست،ویژگی های خدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خداشناسی،خداگرایی،صفات خدا،خدا کیست،ویژگی های خدا. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، آذر ۲۷

تعریف خدا



خدا چیست؟

با درود؛

تا به حال سعی کردیم برخی اشکالات و ایرادات پیرامون خداباوری را با ذکر دلیل و برهان برشمریم. در هر مورد ناگزیر به نگاه کردن به برخی صفات و ویژگی های خدا بودیم. خب برای آنکه برخی سوالات و شبهات پاسخ داده شود می بایست بر سر تعریف خدا به یک توافق برسیم.

خدای هر شخص با دیگری متفاوت است. هر کسی خدا را یک جور و با یک سلیقه خاص می داند. مثلن خدای احمدی نژاد یک خدای ضد اسراییلی ست و خدای اسراییلیان یک خدا ضد احمدی نژادی. شما هم اگر با نزدیکترین فردتان هم اکنون به بحث بنشینید متوجه خواهید شد خدای شما در برخی ابعاد با یکدیگر متفاوت است. اما این تفات از کجا ناشی می شود؟ ما سعی داریم علت آن را اینگونه توضیح دهیم که خدا چیزی مانند جن و پری و دیو غیره، یک مخلوق ذهنی ست؛ ذهن بشر. هنگامی که پاسخ بسیاری نادانسته ها روشن نبود، بشر آن را به خدا نسبت می داد. اما امروزه که بسیاری از آن ها شناخته شده اند، این خدا آن چنان پیچیده شده است که از توجه به امور پایین تنه تا هدف مندی و سرنوشت بشر را رقم می زند و در باب آن سخن می راند. کما اینکه در اندیشه اسلامی، "افتادن حتی یک برگ از روی درخت" هم با اختیار او انجام می پذیرد.

اما از این تفاوت ها که بگذریم، خدای همه مردم و ادیان، دارای خصوصیات و ویژگی های زیر است که سبب خدا بودن می شود. عدم وجود و یا نقص در تنها یک مورد از این ویژگی ها سبب می شود خدا را از مقام خدایی کنار کنیم و آن را شایسته این مقام ندانیم. به این خصوصیات بنگرید:


  1. یک موجود(وجود) است و وجود داشتن او عینی است.

  2. خالق مطلق است.

  3. دارای شخصیت، شعور و اختیار مطلق است.

  4. ناظم و نگهدارنده و ناظر مطلق است.

  5. خیر و نیک مطلق است.

  6. زیبای مطلق است.

  7. بزرگ مطلق است.

  8. بخشنده و عادل مطلق است.

  9. ماورای طبیعی است و غیر مادی و غیر فیزیکی و بدون بدن است.

  10. ازلی و ابدی است و جاودان است.

  11. بدون اشکال و کامل مطلق است.

  12. در ذات خود ثابت و لایتغیر است.

  13. بینهایت است.

  14. مقدس است.

  15. زیبایی و والایی مطلق است.

  16. قدرتمند و قادر، و قدیر مطلق است.

  17. دانای کل، و علیم مطلق است.

  18. همه جا حاضر است.

به نظر نمی رسد کسی با این صفات خدا مشکل داشته باشد. نبود هر کدام از آنها، قابل قبول نیست. اشکالات متعددی در بین همین صفات وجود دارد مانند تناقض بین مختار بودن و دانای کل بودن که در جای خود بحثش رفت.

حال این نکته را پاسخ می گویم که مراد از خدا در این تارنگار، خدایی ست که دارای تمامی این ویژگی ها باشد. اگر دوستی هست که به خدایی بدون شخصیت و غیر مادی اعتقاد دارد که سرمنشا تمامی کائنات است، با او سخنی و بحثی نداریم. اما همین اعتقاد در حوزه افکار شخصی بلا اشکال است و به محض اینکه در حوزه عمومی و تنها با یک نفر دیگر در میان گذاشته شود، باید ادله و استدلال آن نیز مطرح شود. چرا که طرف مقابل حق دارد بگوید: چرا؟

بدرود
تعریفات برداشته از تارنگار زندیق است.
برای بحث و بررسی به گفت و گو دات کام بپیوندید.

یکشنبه، آبان ۱۲

خداشناسی



وجود یا عدم وجود خدا
با درود؛

تا به حال شنیده ایم که خدا وجود دارد. همه جا هست. همه کار می کند. همه چیز می داند. مهربان ترین است و ... . ما خدا را نه دیده ایم و نه با او یک فنجان چای خورده ایم. ذاتا هم بدون علم به او به دنیا می آییم. ما ذاتا بی خدا و بی دین هستیم. این جامعه و محیط ماست که ما را خدا شناس و دین جو می کند. همانطور که در جوامع بی دین یا بی خدا، فرد از کودکی برداشت و ذهنیتی از خدا ندارد.

اما دلیل ما برای خداجویی چیست؟ به چه دلیل می گوییم خدایی هست و ما را خلق کرده؟ حتما باید دلیلی بر این ادعا و عقیده وجود داشته باشد. بسیار خب. در این وبلاگ در فضایی دوستانه و با احترام به تبادل این عقاید و افکار می پردازیم.

اولا این نکته قابل تذکر است که زحمت اثبات را می بایست خداباور بکشد. یعنی خداباور می بایست برای ادعا و سخن خود دلیل و مدرکی خرد پسند و محکمه پسند آورد، نه خدا ناباور. چرا که عدم، واضح است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. مثلا فرض کنید کسی ادعای وجود آدم مریخی یا اسب پرنده یا قالی سخن گو را دارد. این اثبات باید با براهین و ادله خود او انجام پذیرد که چنین چیزهایی هستند، نه اینکه مایی که می گوییم چنین چیزهایی نیستند آنرا ثابت کنیم.

در رابطه با کیستی و چیستی خداوند همین مطلب درست است. ما چرا می گوییم خدا وجود ندارد و شما خداباوران اشتباه می کنید؟ دلیل ما چیست؟ برهان ما چیست؟ البته دلیل و برهان هم داریم اما برای آن کسانی که ایمان و باور را کنار بگذارند و با خرد سالم خود به قضیه نگاه کنند. همین جا می گوییم که اگر شما از آن دسته هستید که نمی توانید بر روی اعتقادات چند ساله خود پا بگذارید یا دوست دارید که خدا وجود داشته باشد! از خواندن این مطالب دست بردارید. اما این را بدانید که ادعای شما تا وقتی شخصی و مختص به شماست، هر چیزی می تواند باشد. اما همینکه با تنها یک نفر دیگر در میان گذاشته شود عمومی شده و شما باید ادله و اثباتی برای آن داشته باشید.

برگردیم به اصل موضوع؛ ما به خدا اعتقاد نداریم زیرا نخست دلایل معتبر و محکمی مبنی بر وجود او قابل ارائه نیست؛ و گذشته از آن دلایل محکم و معتبری مبنی بر عدم وجود خدا قابل ارائه است.
تا بخش اول این حق را به خرد می دهد که بگوید ممکن است خدایی باشد اما ما نمی دانیم. چرا که فقط دلیلی بر اثبات او نداریم. اما بخش دوم می گوید خداوند حتما نیست. بسیار دلایل و نکات جالب و خواندنی هستند.

حتما الان با خود می گویید پس اینهمه دلیل که ما می دانیم و به ما گفته اند چیست؟ برهان های نظم، علیت، ترجیح هستی، پرستش، فطرت و غیره چه می شوند؟ در پاسخ عرض می شود که اینها همه از درجه اعتبار بی بهره اند و همه آن ها را می شود نقض کرد.

براهین دو دسته اند، شهودی(قلبی) و عقلی(علمی). دسته اول از درجه اعتبار پایین تری نسبت به دومی برخوردار هستند و ملاک ما بیشتر دسته دوم است. در هر دو دسته براهین قوی و محکمی بر عدم وجود خدا هست که در آینده به آنها خواهیم پرداخت.

خداوند همانطور که گفته شد دارای اثبات های عدم وجود نیز هست. از آن دسته، تناقضاتی ست که در تعریف خدا وجود دارد. ما خدا را با صفاتی می شناسیم که دین به ما ارائه کرده است. در دین اسلام نیز خدا صفاتی دارد که در ادیان دیگر آورده نشده. گذشته از آن خدا به دلیل خدایی خود، باید دارای صفاتی باشد که لازمه وجود اوست و در همه ادیان هست، از قبیل دانا به همه چیز، حاضر در همه جا، توانا به همه کار و غیره. در بین همین صفات تناقضاتی هست که نشان می دهد هرگز دو صفت ازین دست نمی توانند با هم در یک موجود جمع شوند.

غیر از این تناقضات، دلایل عمده دیگری نیز هست که نشان دهد خداوند ممکن نیست وجود داشته باشد. از قبیل اینکه دانستن همه چیز ممکن نیست و غیره.

مقدمه ای از بحث های خداشناسی که در آینده قرار است گفته شود آوردم اما همیشه پس از اینها سوالاتی تکراری پرسیده می شود از قبیل اینکه پس ایده خدا چطور بوجود آمده؟ یا دنیا و انسان را که خلق کرده است یا پس از مرگ چه می شویم؟ به اینها پاسخ خواهیم داد اما در مورد اولی چون بی ارتباط نیست توضیح کوتاهی داده شود و آن اینکه:


خدا زاییده ذهن بشراست. وقتی انسان دلیل بسیاری از اتفاقات را نمی دانست آنها را به موجود یا موجودات ناشناخته منسوب می کرد و عدم دانایی خود را نادیده می گرفت. جالب است که در گذشته های دور حتی زلزله و آتشفشان و رعد و برق را نیز از خدا می دانستند(چه بسا کسانی هم اکنون نیز اینگونه هستند، بخصوص در جمهوری عقب افتاده اسلامی) و خدایان متعدد کارها و امور متعدد را به عهده می گرفتند! این مرحله مرحله کشف خدا بود که بشر نادان هزاران سال پیش پایه گذار آن بود.
در مرحله بعد با بالا رفتن تدریجی دانش، انسان متوجه بسیاری اتفاقات شد که علتی زمینی و مادی و نه فرازمینی و خدایی دارند. در اینجا خدا دست از کارهای این چنین کشید و کم کم از روی زمین که به شکل سنگ و چوب و حیوان در آن زندگی میکرد به هوا رفت و در آسمان مستقر شد و روی به اموری آورد که قبلا انجام نمی داد و بسیار بسیار پیچیده شد. این مرحله مرحله تصعید خدا است که با ظهور ادیان مختلف نیز همراه است. حال دیگر خدا با زلزله و رعد و برق کاری ندارد و کارهایی مثل دمیدن روح و حساب کتاب اعمال و سر و کله زدن با فرشته ها و حتی در برخی موارد تعیین کردن نتیجه یک بازی فوتبال! رابه عهده دارد.


این مختصری از پیدایش و خلقت خدا توسط انسان بود. بله خدا را انسان آفرید. انسان بی قانون و نادان گذشته های دور با خلقت خدا خیلی چیزها به دست می آورد، اما انسان متمدن و دانا و قانون مدار امروز دیگر نیازی به این عقاید کهنه و بی سر و ته و بی دلیل ندارد و خردش او را کافی ست.






امروزی هست که ما به اعتقادات و عقاید اجداد خود می خندیم، فردایی هم خواهد آمد که نوادگان ما همین کار را خواهند کرد. تصور کنید نوه 10 ام شما به شما به خاطر اینکه خدا را باور داشتید می خندد. او می گوید عدم وجود خدا کاملا واضح و آشکار است پس چطور نیاکان ما به خدا اعتقاد داشتند؟ همانطور که الان اگر او را داخل جامعه ای خداباور ببریم احتمالا خداباوران درجه یک و متعصب، به طمع بهشت او را سر به نیست می کنند؛ اگر همین خدا باور متعصب را به 7000 سال پیش بازگردانیم و او به نیاکانش بگوید نه، خدای من چوب و سنگ نیست، خداباوران متعصب آن عصر او را سر به نیست می کنند!

خدای هر عصر، و جالبتر از آن، هر کس با دیگری فرق دارد. همین الان با اولین کسی که میبینید راجع به خدا حرف بزنید. متوجه می شوید که خدای او با شما در جاهایی فرق دارد. یکی می گوید خدا نهایتا همه را می بخشد به جز قاتلان را. یکی می گوید خدا عده کمی را می بخشد و به بهشت می فرستد و آنها پاک ترین مردمان هستند. یکی می گوید اصلا خدا کاری به این مسائل ندارد، بشر را خلق کرده و رفته پی کارش و بشر خودش گلیمش را از آب می کشد!!! خدای همه با هم فرق دارد. دقیقا به دلیل اینکه: خدا زاییده ذهن بشر است و مخلوق او.

در آینده به سراغ براهین خداشناسی می رویم.

خرد نگهدارتان؛

فعالیت در توییتر

بازار وبلاگ نویسی مانند گذشته دیگر داغ نیست. کسانی که وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی میکردند امروز بیشتر در توییتر فعال هستند. من هم برای کمک و ا...