دوشنبه، خرداد ۱۹

باز هم صحبت از لَش بودن بالاترین مقام نظامی ایران

همین چند وقت پیش بود که در مورد فرماندهان نالایق ولش بسیج و سپاه یک فرتور تهیه کردم و روی فیسبوک انجمن دفترچه قرار دادم.

https://www.facebook.com/daftarche.forum

مدت زیادی نگذشت که دیدیم این بشکه‌ی عن، سرلشکر فیروزآبادی بر مطالب ما صحه گذاشت و یکبار دیگه بی لیاقتی خودش رو هتا در حفظ ظاهر هم به رخ ما کشید. این مردکه انگل بله قربانگوی خامنه‌ای کسی نیست جز یک شاگرد سابق خامنه‌ای که گوش به فرمان اوست و خامنه‌ای از ترسِ تاج و تختش بالاترین مقام نظامی بعد از خودش رو به یک سپاهی یا ارتشی نداده که مبادا فردا روز از دستور تمرد کنند. آخه این بشکه هتا سربازی هم نرفته و هیچ سابقه نظامی نداره. یکهو شده سرلشکر.


تمام این بالادستیان نظام رو عده‌ای لاشخور و تنبل و تن پرور تشکیل داده‌اند که ارزش تف انداختن بر زمین هم ندارند. زمانیکه انقلاب ننگین و خجالت آور اسلامی در سال 57 به بار نشست و زور و قدرت به دست عده‌ای بی وطن و بی لیاقت افتاد، دیگه جا برای افراد لایق، اینکاره و حرفه‌ای نبود. یکی از این افراد تیمسار ارتشبد عباس قره‌باغی آخرین فرمانده ستاد کل ارتش ایران در زمان شاه (ستاد بزرگ ارتشتاران) بود که مدارج ترقی از افسری تا ارتشبدی که بالاترین درجه نظامی است را با لیاقت طی کرد.

او بعد از ورود خمینی کثیف به ایران بارها حمایت ارتش از دولت بختیار رو اعلام کرد. ولی به خاطر خیانت همافران نیروی هوایی به شاه، در نهایت در روز 22 بهمن 57 مجبور شد طی بیانیه‌ای بی طرفی ارتش رو اعلام کنه. به هر حال این حرکت از نظر شاه و بختیار خیانت بود ولی به نظر میرسه خیانت اصلی در چنته ستونی از ارتش به نام همافران بود که از قضا امریکایی‌ترین نیروی ارتش بود که هتا آبدارچی اونها هم به زبان انگلیسی مسلت بود و برای دوره شاید به امریکا هم رفته بود!

ارتشبد عباس قره‌باغی

البته در فضای وب فارسی به نادرستی فیروزآبادی بشکه را که هتا از آوردن پیشوند سرلشکر براش اکراه دارم، با سپهبد نادرجهانبانی مقایسه می‌کنند. این مقایسه از این نظر نادرسته که گفته میشه تیمسار جهانبانی آخرین رئیس ستاد کل ارتش شاهنشاهی بوده. وی آخرین سمتش معاونت فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی بوده نه ریاست ستاد کل. وقتی درجه ارتشبدی وجود داره، یک سپهبد رو نمیکنند رئیس کل نیروهای نظامی.

ولی گذشته از اینها دفاع تیمسار جهانبانی از خودش در بی دادگاه صحرایی صادق خلخالی، قاتل بزرگ و بازوی حذف فیزیکی خمینی که بسیاری چهره‌های پر نفوذ و مخالف رو از بین برد تا حکومت اسلامی بی دغدغه ادامه حیات بده، بسیار ستودنی و شجاعانه است:
 آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه‌است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمی‌بینم اما چند دروغ بزرگ گفتید که همراه با اتهام زدن‌های شما نشان می‌دهد که حکم شما علیه من مثلاً صادر شده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بی وطن، بی دین و مزدور که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور من و ارتش سرزمین مرا دارید.
پدر من جاسوس روس نبود، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خوانده، من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم. حال شما چگونه به خود اجازه می‌دهید به من تهمت خیانت بزنید. شما از خود خجالت نمی‌کشید شما از مردم شرم نمی‌کنید؟ شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماه‌های گذشته کوشیده‌ام، ازرم نمی‌کنید؟

شما که هستید؟ آیا به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی کسانی را می‌شناسید که چون شما بر هر آنچه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟ آقایان من پنجاه یک سال به خوبی و نیکی زندگی کرده‌ام و قرارگاهم آسمان‌ها بود. پاسخی به یاوه گویی‌های شما ندارم. به دستوری که اربابانتان داده‌اند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی بیدار می‌شوند و این تب که با دروغ و تزویر شما به آن در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست. آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می‌کشد.

من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد انقلاب کاری نکرده‌ام به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام هستم.
سپهبد خلبان نادر جهانبانی در کنار شاه

خلخالی گجستک مریض که دستش به خون بسیاری از جوانان و دگراندیشان این بوم آغشته است، در نهایت در روز 22 اسفند 57 این مرد رو هم در پشت بام مدرسه علوی تیرباران کرد.

تف به قبرت خلخالی گجستک

پنجشنبه، خرداد ۱۵

آخ که اگر ویروس کرونا در تل‌آویو می‌بود

یکی از مبتلایان به ویروس کرونا در ایران درگذشت. این عمله عکره‌های رژیم که اکثرن هم یه ارتباط نزدیکی با ولی فقیه دارند در مورد بلایای طبیعی خیلی نظرات علمی خوبی دارند. مثلن علم الهدی و احمد خاتمی و حسنی امام جمعه ارومیه. ولی فقیه از این جهت بیسوادان و دایناسورها رو دور خودش جمع میکنه که میدونه آدمی که کمی سر به تنش می‌ارزه و بیخودی اکسیژن هوا رو هدر نمیده هرگز حاضر به تبعیت و بله قربانگویی به او نمیشه.

بگذریم؛ این ویروس کرونا که از عربستان به جاهای دیگه منتشر شده منشا حیوانی داره و در شتر دیده میشه. حالا کاری به اینجاش نداریم. مهمترین عامل انتشار این ویروس رو سفرهای زیارتی به خاورمیانه به خصوص عربستان میدونند. عربستان هم که مشخصه طرف برای زیارت کعبه میره دیگه. حالا دوست دارم بدونم این عمله‌های رژیم که چپ و راست میگن خشکسالی و سقوط هواپیما و گرانی و چه و چه به علت بدحجابی اتفاق میفته، آیا در مورد ویروس مرگبار کرونا در دل خانه خدا هم نظری دارند؟


اگر زلزله و افتادن هواپیما و ایدز ناشی از گناه باشه، حتمن ویروس کرونا هم در دل کعبه ناشی از گناهه دیگه. گناهی که حاجی بازاری‌های شکم پرور پوست کلفتِ وصل به حکومت در طول سال می‌کنند و جنس بنجل از چین وارد می‌کنند و با سد درسد سود تازه به خرده فروش می‌دهند و بقیه این جنایت رو به عهده او میگذارند و سالی یکبار هم برای حفظ وجهه و همچنین تطهیر خودشون به کربلا و مکه مشرف می‌شوند.

البته ریشه این دری وری‌های شکمی آخوندها در خود قرآن وجود داره‌ها. یکوقت فکر نکنید اینها خارج از دین دارند مزخرف میگن؛ نخیر دقیقن داخل دین دارند مزخرف میگن. از آنجایی که در دوران پیغنبر اسلام زلزله و شهاب سنگ و خورشید گرفتگی و اینها نشانه خشم خدایان و مایه ترس و وحشت فراوانی بوده، پیغنبر هم چون مثل هر انسان معمولی و زمینی دیگه متاثر از محیط و فرهنگ اطرافش بوده این مهم رو در قرآن نتونسته قایم کنه. به همین خاطره که می‌بینید در قرآن هرجا حرف از به عنوان مثال زلزله میشه، در کنارش حرف از عذاب و خشم و اینها هم میشه:
پس او را دروغگو خواندند و زلزله آنان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‏ هايشان از پا درآمدند: سوره 29 - آیه 37
و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر مى‏خواستى آنان را و مرا پيش از اين هلاك مى‏ساختى آيا ما را به [سزاى] آنچه كم‏خردان ما كرده‏ اند هلاك مى‏كنى: سوره 7 - آیه 155
اى مردم از پروردگار خود پروا كنيد چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است: سوره 22 - آیه 1
می‌بینید که هرجا صحبت از زلزله هست در کنار مفاهیمی چون ترس از خدا، انجام گناه، عذاب، سزای اعمال و اینچنین چیزها بیان شده. البته شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه» به معرفی آیه ضد زلزله هم می‌پردازه که هرکسی اگر یکبار در روز آیه 41 سوره فاطر رو بخونه از زلزله مصون میشه و سقف روی سرش خراب نمیشه. اینم از بدل این فن خدا! خدا فن میزنه، بندش بدل.

حالا از این مزخرفات که بگذریم، دوست دارم بدونم که اگه همین ویروس کرونا در مثلن یک کازینو در لاس وگاس منتشر میشد، یا چمیدونم در وسط کاخ سفید دیده میشد یا در تل آویو، آیا باز هم این مفتیان رژیم اسلامی خفه خون اختیار می‌کردند یا اونو نسبت می‌دادند به جنایت و چپاول و استکبار و اینها؟

جمعه، خرداد ۹

چگونه با سفسته توسل به اکثریت مقابله کنیم؟

ما بیخدایان و شک گرایان بارها از مسلمانان و خداباوران شنیدیم که اگه خدا وجود نداره پس چطور میلیاردها نفر در دنیا بهش باور دارند؟ یعنی اونهمه اشتباه میکنند و شما جمعیت اندک درست فکر میکنید؟ البته این یک سفسته است به نام توسل به اکثریت ولی توضیح جنبه سفسته آمیز یک سخن همیشه برای همه شنوندگان راحت یا قابل هضم نیست. بنابر این همیشه به دنبال راه حلی عام و کوچه بازاری هم برای مقابله با سفسته ها باشید. شما که همیشه با استاد دانشگاه بحث نمیکنید! :)

از آنجایی که بیشتر مسلمانان و خداباورانِ پیرامون ما رو شیعیان یا دستکم دوستداران اهل بیت تشکیل میدند، پیشنهاد میکنم در مواجهه با این سفسته با یادآوری فرتور زیر که گستردگی شیعه و سنی رو در جهان نشون میده به فرد سفسته گر بگویید که در دنیا هم حدود 1 میلیارد و 200 میلیون مسلمان وجود داره که در بهترین حالت فقط 300 میلیون نفر اونها شیعه هستند. پس آیا شما هم معتقدی که بیشتر از اونها میفهمی و 900 میلیون نفر اشتباه میکنند؟

احتمالن در این لحظه فرد مورد نظر به لکنت زبان میفته و شروع به پاسخ های پرت و پلا دادن میکنه. شما باید بهش بگید که مساله روشنه. هر دو در برابر یک استدلال یکسان قرار گرفتیم پس اگه برای شما کار میکنه لابد باید برای من هم کار کنه دیگه!

حالا اگه طرف فقط مسلمان بود و گفت برای من شیعه و سنی فرقی نمیکنه و نمیدونم ازین خزعبلاتی که انگار دین سالاد است و هرچی دوست دارن توش میریزند، میتونید باز هم بهش یادآوری کنید که از جمعیت 7.5 میلیارد نفری دنیا فقط 1.2 میلیارد مسلمان هستند و به کتاب خجالت آوری به نام قرآن به عنوان یک وجه مشترک می نگرند.

یک پدافند خیلی مسخره و غیر منتظره ولی محتمل در برابر این آفند شما اینه که طرف بیاد بگه بسیار خب، من از الان مذهبم رو تغییر میدم و به جای شیعه مثلن سنی میشم آیا شما هم خداباور میشید؟ در اونصورت شما دو راه دارید باز: 1. بهش بگید بسیار خب اگه تو مذهبتو عوض کردی منم به خدا باورمند میشم. از اونجایی که فرد مورد نظر دروغ میگه لذا هرگز به مذهب دیگه مهاجرت نمیکنه و خودش با شنیدن این پاسخ شما میفهمه که منظورتون اینه که «خر خودتی». 2. استدلال پاراگراف بالا رو براش تکرار کنید و بگید اسلام فقط 1.2 میلیارد نفر پیرو داره و شما در برابر 6.3 میلیارد «غیر مسلمان» شانسی ندارید پس آیا قبول دارید که شما اگر هم سنی بشید باز در اقلیت هستید؟ اینجا باز هم طرف میفهمه که کوچه رو بن بست اومده و باید سر و ته کنه برگرده بره.

کلن در برابر یک سفسته همیشه یک راهی وجود داره که نشون بدید چطور باهاش مقابله میشه کرد. بسیاری راهها هم هستند که بسته به خلاقیت خودتون داره. به همین خاطره که توسل به مرجیعت برای هیچ دینداری کار نمیکنه جانم.

حوصله بحث دارید بیاید به دفترچه جانم.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۳

شیر بی یال و دم و اشکم سپاه را دیدید؟

یک پهلوان صفتی قرار بود بره روی پشتش خال کوبی کنه و ازونجا که از قدیم نماد قدرت و شجاعت شیر بود تصمیم گرفت تصویر یک شیر رو خالکوبی کنه. ولی خب خالکوبی در زمان قدیم درد زیادی داشته دیگه. سرتون رو درد نیارم خلاصه آقای خلکوب از هرجای شیر شروع کرد، فرد پهلوان دردش آمد و گفت اون قسمت نمیخواد. یال نمیخواد، پنجه نمیخواد، دم نمیخواد! پس از چندی آقای خالکوب قاطی کرده و بر سر پهلوان داد و فریاد میکنه که ای بابا،
شیر بی یال و دم و اشکم که دید؟           اینچنین شیری خدا کی آفرید؟

حال داستان این پهباد ایرانی-امریکایی مدل RQ170 که در سال 2011 بدست ایران افتاد مانند همین شیر بی یال و دم و اشکم هست. چطور تصویر از بالای سر ناو امریکایی نشون میدید و میگید اینو پهباد ساخته شده به دست ما ثبت کرده ولی خودشو نمیتونید نشان بدید؟ چطور ازش در پروازهای شناسایی استفاده کردید ولی یکبار در تلویزیون نشونش ندادین؟ شمایی اگر یک ناخنگیر به دست مهندسان توانمند سپاه بسازید گوش فلک رو کر میکنید با تبلیغ و تبلیغ! نمونه همون زیردریایی السابحات ساخته ارتش جمهوری اسلامی که در سال 90 یا نمیدونم 91 در رژه به نمایش درآمد:

https://www.facebook.com/daftarche.forum

این چطور پهبادی هست که یک تصویر از پروازش نشون داده نشده؟ چطور ممکنه حاج آقا خامنه‌ای رو شما دعوت کنید به سپاه برای نمایش دستاوردهای هوا فضا سپاه ولی بهش ماکت نشون بدید؟ زشت نیست این کار؟

البته در اینکه این پهباد در اون زمان به شکل کنترل شده‌ای فرود آمده تقریبن شکی نیست. به خصوص اینکه خسارت ناچیزی بر کف خورده و این نشون میده سقوط نکرده و کنترل شده فرود آمده. البته اینهم از سلسله بی عرضگی‌های آقای اوباما هست که در این مدت ریاست جمهوری خودش چهره کشور آزادی‌ها رو به یک چهره بی عرضه مانند خودش تبدیل کرده که حالا جمهوری اسلامی با ریشخند کردن امریکا، سعی در تبلیغات علیه او و نشون دادن ضعف‌های ارتشی او میکنه. به خصوص وقتی که اوباما از ایران خواست که پهباد رو به امریکا پس بده! خیلی درخواست بی خردانه و بچگانه‌ای بود که مطرح شد. نه ایران و نه هیچ رژیم دیگه‌ای هرگز چنین کاری نمیکنه و اوباما بهتر بود بجای این درخواست پوچ که مشخص بود بهش عمل نمیشه و این مساله سخن پرزیدنت کشور امریکا رو تبدیل به خاکستر میکنه، یک سکوتی اختیار میکرد و بیش از این خودش و امریکا رو مسخره دنیا نمیکرد.

بحث و گفتگو:
http://www.daftarche.com/

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۸

آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم

خمینی گجستک وقتی آمد بهشت زهرا، هوا برش داشت. بی خبر از رمز و رموز کشورداری، بی خبر از مشکلاتش، بی خبر از بالا پایین اجتماع و اقتصاد، بی خبر ازفوت و فن کشورداری، سرمست از اینهمه پشتیبانی و استقبال چیزهایی بر زبان آورد که بعدن شد چالش حکومت اسلامی تا همه آن سخنان را سانسور کند! مگر می‌شود؟ سانسور سخنان رهبر کبیر انقلاب؟ وقتی آدمی تا دیروز برای نقل مکان از خر و یابو استفاده می‌کرده و امروز یکهو یک هواپیمای چارتر برایش گرفتند و حمایت میلیونی مردم را پشت سرش می‌بیند، چرا همان یابو برش ندارد؟


حال کاری به اینهاش نداریم. نکته‎ای که در نظرم است اینکه آیا توجه کرده‎اید که این مردک چرا نگفت شاخص‎های اقتصادی را بهبود می‌دهیم؟ چرا نگفت درآمدتان را افزایش می‎دهیم؟ نگفت اشتغال‌زایی می‌کنیم؟ نگفت سطح سواد را بالا میبریم؟

توضح قانع کننده اینست که اینها همه‌اش در دسترس بود. مردمِ شکم سیر ایران همه چیز داشتند. تنها چیزی که نداشتند یکی اتوبوس و آب و برق مجانی بود یکی هم آزادی سیاسی. اولی که با بیلاخ مواجه شد دومی هم به خیال بعضی‌ها به دست آمد. با کمال اطمینان می‌توان گفت اگر کسی امروز همچنان هوادار رژیم باقی مانده است از دو حال خارج نیست: یا او جیره مواجب بگیر رژیم است و به اصطلاح، به فکر نوندونی‌اش است؛ یا کله خری‌ست که دومی ندارد. نگاه کنید به محمد نوریزاد که چطور از رژیم برگشته است. چطور با زبان روشن و صریح از انقلاب و شخص خامنه‌ای انتقاد می‌کند. او به بسیاری جوانان اظهار می‌کند که ما با ندانم کاری‌هایمان جوانی شما را گرفتیم. او از جوان‌ها عذرخواهی می‎‌کند. این مرد شهامت این را دارد که بگوید من اشتباه کردم. مانند مسعود رجوی گجستک نیست که بگوید «اَنقَلاب ما را دزدیدند» و خود را پشت سر همان آخوندهایی که هواداریشان را می‌کرد پنهان کند. مانند اصلاح طلبان نیست که بگوید این سیستم اصلاح می‌خواهد تا ماندهی و خواستنی گردد. نوریزاد از دسته انسان‌هایی بود که افتخارش این بود که خامنه‎‌ای برای اثاث کشی، به جز کتاب‌هایش تنها نیاز به یک وانت دارد! آنوقت این مرد امروز از خامنه‌ای برگشته است. نوریزاد روزگاری در کیهان قلم می‌زد و آیت الله مصباح یزدی را تعبیر به چراغ هدایت می‌کرد. امروز به او خرده می‌گیرد. هتا جسته گریخته به خمینی بیمار رونی نیز حمله می‌کند و مثلن می‌گوید او که معصوم از خطا نبود. پس اگر کسی هنوز در خیال نوریزاد سال‌های دور است، یا منافعی دارد یا کور است.

البته این هم می‌گذرد و تاریخ نشان داده انسان‌های ظالم پابرجا نخواهند ماند و بالاخره روزی به سزای اعمال خود خواهند رسید. چنانچه صدام حسین را از درون سوراخ موشی با خفت و خواری بیرون آوردند، خامنه‌ای را هم خواهند آورد. شاید هم البته بارگاهش را ویران کنند. ولی این اتفاق گریز ناپذیر است.

به فیسبوک انجمن دفترچه بپیوندید.
انجمن گفتگوی دفترچه دات کام.

جمعه، اردیبهشت ۱۲

خانم الهام چرخنده؛ شما هم یک بادیگارد خامنه ای هستید

تا به حال دقت کردید نقش بادیگاردها یا همان محافظان شخصی چیه؟ برای نمونه محافظ شخصی خامنه ای رو از نزدیک دیدید یا عکسش رو حداقل زیارت کردید؟ اگر نه نگران نباشید. من در زیر چندتا از این پاچه لیسان رو ردیف کردم.

اینها یک سری مشخصه ها و ویژگی ها دارند. یک اینکه هیکلشون به درد حضرت آقا میخوره. چرا؟ چون هیکلشون بزرگ و عضلانی هست که احتمالن مانع بزرگتی در راه برخورد گلوله ها باشند. در واقع اینها فدایی هستند. یعنی سپر انسانی دیکتاتور کوچک ایران. در همه جا هم تنها کسانیکه اجازه حمل اسلحه دارند همین افرادند و دیگران خیر.

دو اینکه هدفشون زنده و سرپا نگهداشتن مقام عظما هست. یعنی علاوه بر ویژگی گفته شده در بالا، توانایی هایی برای انجام اقدامات امداد اولیه هم دارند. در واقع حلقه اول که نزدیکترین افراد از محافظان شخصی نیز هستند، از امین ترین بادیگاردها انتخاب میشند. خلاصه کارشون زنده نگه داشتنه دیگه گیر ندید.

سه اینکه اینها منفورند. چون از قسم خوردگان و ذوب شدگان ولایتند و یک تار موی گندیده ی سیدعلی یه دست رو به جان 70 میلیون ایرانی نمیدهند. اگرچه بی نام و نشان بودنشون امتیازی بزرگ براشون هست از این جهت که مردم اونها رو نمیشناسند تا بعدن تسویه حساب شخصی کنند. ولی من برای راحتی کار، دوتا از اینها رو که به نام های بولداگ (دایره زرد رنگ) و کله بادامی (دایره قرمز رنگ) نامگذاری کردم خدمتتون معرفی میکنم. همونطور که میبینید اینها بیشتر جاها از محافظان حلقه یکم خامنه ای هستند. همینها روزی باید برای محافظت از دیکتاتور آدمکشی به نام سیدعلی خامنه ای پاسخ بدند.





حالا خانم الهام چرخنده بازیگر تلویزیون که اینجا عید رو به مقام مزخرف رهبری اونطور خایه مالانه تبریک عرض میداره چه نقاط اشتراکی با این محافظان شخصی داره؟ البته شاید خرده گیری به این دسته افراد کار بیهوده ای باشه. اینها دارند نون و نمک رژیم رو تناول میکنند و در صورت مردم بدبخت و آس و پاس ایران عاروقش رو میزنند. طبیعیه که چنین بازیگران نون به نرخ روز خوری بالاخره در یک سیستم سالم هم خلق میشوند چه برسه به سیستم معیوب و پوسیده ج.ا!


خانم چرخنده بدانید و آگاه باشید که شما در مقایسه با محافظان خامنه ای هم از هیکل خوبتون میتونید استفاده کنید، هم هدفتون بقای خامنه ای هست و هم منفور ملت ایران خواهید بود. فردای تاریخ که در کتاب های بچه مدرسه ای ها، شرح جنایات و خونخواری های این ضحاک دوران رو بنویسند، شما یا جایی در این شرح حال ندارید یا به عنوان چهره پلید و زشت تاریخ یاد میشید. ولی فرق بزرگی که با اونها دارید اینه که اونها بی نام و نشان هستند و فردا روز شاید بتونند در ایران به راحتی قدم بزنند و راه برند ولی شما خیر و باید پذیرای نگاه های خشم آلود و طعنه های گاه و بیگاه ملت آزاد باشید که نوش جانتون خواهد شد.

جالبه که گویا همین الان هم با حمله آدمهای عادی به اکانت اینستاگرام این زنک، اشک ضعیفه دم مشکش پیاده شده و ازونجایی که بازیگر ماهری در خایه مالی تشریف دارند، طی یک پیام تصویری در همون اینستاگرام مظلوم نمایی کرده و از خیل عظیم وحشیان و ارازل و اوباش حکومتی مددجویی میکنند. یه نگاه به کامنتهای این بی وطنان بندازید. من اصلن تا قبل از این فکر نمیکردم اینها دارای تکنولوژی اتصال به اینستاگرام باشند! تک سلولی های پشمالویی که به وقتش هر چه در شرت و شلوارشون باشه رو میارن دهنشون و حواله دیگران میکنند حالا پشتیبانی خایه مالان حکومتی هستند. روزی میرسه که میبینیم این زنک با این خایه مالی ها جای و مقامی در صدا و سیما برای خودش دست و پا کرده.


پنجشنبه، اسفند ۱۵

اثر نظاره گر - bystander effect

در ساعت 3.15 دقیقه بامداد روز 13 مارچ 1964، خانمی به نام کترین جنوز از محل کارش به منزل برمیگشت. خودروی خود را در پارکینگی که با در منزل کمی فاصله داشت پارک کرد و به سمت خانه رفت که متوجه شد از سوی کسی تعقیب میشود. آن مرد که قصد دزدی داشت، با وارد کردن دو ضربه چاقو بر پشت وی، او را نقش بر زمین کرد. در این لحظه یکی از همسایگان جنوز از سر و صدای او و طلب کمک وی متوجه موضوع میشود و از پنجره فریاد میزند "دخترک را رها کن" و مهاجم نیز فرار میکند.

جنوز خود را کشان کشان تا در ورودی میرساند و همچنان طلب کمک میکند ولی در تاریکی شب از نظرها پنهان است. دو هفته بعد مجله تایم در مقاله ای مینویسد 37 نفر از همسایگان جنوز شاهد ماجرا بودند و منفعل! شواهد درباره تعداد ناظران اندک است ولی گفته میشود دستکم 10-12 نفر صدای ناله و فریاد جنوز را شنیده اند. سرانجام در ساعت 4.15 دقیقه با تماس یکی از همسایگان، جنوز با آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود که البته در طول مسیر میمیرد.

بعد از مدتی و به خصوص پس از چاپ مقاله ای در تایم، تحلیل ها و اظهار نظرها در این زمینه شروع می شود. برخی این انفعال همسایگان را ناشی از زندگی شهری و ماشینی شدن انسان و در نتیجه از دست رفتن عاطفه و حس یاری به هم نوع دانستند.

از نظر جامعه شناسان ولی، نظریه ای جدید این موضوع را توضیح داد. «اثر نظاره گر» یا «سندروم جنوز» اولین بار توسط دو روانشناس اجتماعی به نام بیب لاتان و جان دارلی با تاثیر از رویداد قتل کیتی جنوز توضیح داده شد. بر اساس این نظریه، احتمال یاری رساندن نظاره گر به قربانی نسبت عکس با تعداد نظاره گران دارد. هرچه ناظران بیشتر باشند، به دلیل تقسیم مسئولیت اجتماعی، ترس از دخالت بیجا و خجالت از کمک در جمع احتمال یاری آنها کمتر میشود.

این دو روانشناس آزمایشاتی را ترتیب دادند. برای نمونه در یک آزمایش خانمی در حالت نیازمند به کمک (ظاهرن از روی ویلچر افتاده به زمین) وجود داشت که درصد کمک ناظرین در دو حالتِ تنها یا در جمع اندازه گیری شد. در حالتِ تنها 70 درصد افراد به کمک رفتند و در وضعیتی که دیگران در جمع بودند تنها 40 درصد برای کمک اقدام کردند.

در آزمونی دیگر یک دانشجو به تنهایی، با دو نفر و با سه نفر دیگر در اتاقی مشغول پاسخ به سوالات بودند. در این بین از زیر در اتاق دودی وارد میشود. در حالتی که دانشجو تنها باشد، ظرف 5 ثانیه به دود وارد شده اشاره می کند و در حالتی که تنها نباشد در مدت 20 ثانیه.

این مساله ی «اثر نظاره گر» در بسیاری مسائل اجتماعی وجود دارد. شاید اگر وسط یک خیابان شلوغ راه بروید و یک پیر زن را ببینید که زمین خورده است، با این شرط که شاهد زمین خوردن او نباشید، احتمالن از کنار آن خواهید گذشت در حالیکه میبینید همه همین کار را میکنند. از کجا معلوم؟ شاید دوربین مخفی درکار باشد، شاید خبری باشد. این موضوع امروزه در زمینه پدیده موبایل هایی که در هنگام قربانی شدن افراد از جیب بیرون می آید بسیار دیده می شود. انیمیشن زیر این پدیده را به زبان طنز به نمایش میکشد.


اینجاست که اگر یکی دو نفر شجاعانه این مرزها را بشکنند و جلو بروند، احتمال دخالت سایرین هم بالا میرود؛ چون دیگر نه نگران تمسخر جمع هستند، نه نگران دخالت بیجا و نه تقسیم مسئولیت.


به نظر میرسد با این پدیده بتوان عدم کارکرد «کمونیسم» و مسائلی چون بی تفاوتی افراد در جوامع سرمایه داری را توضیح داد. به نظر شما چگونه این توضیح ارائه میشود؟

بحث و بررسی: www.daftarche.com

فعالیت در توییتر

بازار وبلاگ نویسی مانند گذشته دیگر داغ نیست. کسانی که وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی میکردند امروز بیشتر در توییتر فعال هستند. من هم برای کمک و ا...